ذهن قرمز

 
faster please...faster
نویسنده : راسل عطاییان - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ٥ آذر ۱۳۸٧
 

امروز فکر کردم اگه زمان یه کم تند تر بگذره،
پنجره هامون میتونن پرده نو تر بپوشن.
جوجه های دختر بچه همسایه میتونن یه کم توپول تر بشن.
موهای کله کچل پسر بغال سر کوچه که تازه از سربازی برگشته بلند تر بشه.
بابام که از کار کردن خسته شده،بازنشسته بشه. 
پیرمردای پارکی بازنشسته،که از بیکاری و زنده بودن خسته شدن،بمیرن.
شاید هم فرجی شد،من از این حال در اومدم،شایدم به کل خلاص شدم،خلاص.


 
comment نظرات ()