اقای دندانپزشک

دندانپزشک بالای سرم از وجنات خود میگفت و میگفت. من بی صدا فقط گوش می کردم،تا به انتهای راه رسیدیم تامن به فکر جاده ،اتوبوس و راننده باشم و او سرشار از غرور از ذکر توانایی ها. چه قدر همه چیز شبیه به هم است! پزشک مثل راننده ومن خود را شبیه به روشنفکران میبینم       و       این توهمات ذهن بشری است

/ 4 نظر / 9 بازدید
raz

خیلی به فکر فرو برنده بود!!

raz

خیلی به فکر فرو برنده بود!!

...

عالی بود